تو شرایطی هستیم که بهقول علی بندری، تاریخ داره از روی ما رد میشه و ما هم کاری نمیتونیم بکنیم. گزارش خرداد ماه رو بخاطر جنگ و شرایط ذهنی آشفته، نتونستم تو زمان مناسبش بنویسم و منتشر کنم. ضمن اینکه این وسط تصمیم گرفتم وبلاگم رو منتقل کنم به کوارتز و اونم کلّی به باگ خورد و خلاصه منی که از برنامهنویسی و اینا سر در نمیآوردم کلّی طول کشید تا در همین حد تونستم راه بندازمش. برای همین انقدر دیر شد که تصمیم گرفتم گزارش خرداد و تیر ماه رو با هم منتشر کنم.
تو این گزارش خیلی نمیخوام در مورد جنگ چیزی بنویسم. مختصری که تو ذهنم بود رو چند روز پیش نوشتم و اینجا میتونید بخونید: از جنگ
و اما بعد از این مقدمه بریم سراغ گزارش خرداد و تیر.
تعطیلی دانشگاه و عقب افتادن امتحانات
اولش امتحانات بخاطر جنگ قرار بود یکی دو هفته عقب بیفته، ولی وقتی دیدن جنگ بیشتر از یک هفته شد و هنوزم تموم نشده، تصمیم گرفتن که امتحانات رو بندازن برای شهریور ماه. یعنی ماه بعد امتحانات ترم 8 رو میدیم و مستقیم میریم ترم بعدی.
ادامه ندادن هوش تجاری
تصمیم گرفتم که بعد از دوره کارآموزی، دیگه هوش تجاری رو ادامه ندم. با خودم فکر کردم که خب من چه در ایران و چه در خارج از ایران قصد ندارم که متخصص هوش تجاری بشم (تقریباً انتهای دوره به این نتیجه رسیدم) و برای همین تصمیم گرفتم که بعد از خرداد ماه بیخود وقتم رو تلف نکنم و بیام بیرون. ضمن اینکه رفتوآمد به شرکت (وردآورد بود دفترش) خیلی اذیتکننده بود و زمان زیادی رو تلف میکرد.
درگیری دوباره با سوشال مدیا
بدتر از خود جنگ، درگیر شدن با فضای سوشال مدیا و اخبار و اینهاست که آدم رو از پا در میاره. اسکرول کردنهای بینهایت، اخباری که تموم نمیشن، یکجا یک بمب میترکه و از ده زاویه همه خبرگزاریها با آب و تاب پوشش میدن و هزار تا فیک نیوز که این وسط میاد.
ضمن اینکه نه واقعاً خیلی از این خبرگزاریها واقعاً خبرگزارن، و نه خیلی از این تحلیلگرها تحلیلگر. کمتر کسانی هستن که اولاً بیطرفانه نظر بدن و وابسته به جایی نباشن، و از بین همین اقلیت هم کمتر کسانی هستن که تحلیلشون و حرفشون قابل اتکا باشه.
برای همین تصمیم گرفتم دوباره محدودیتهای گذشته رو توی چک کردن تلگرام یا اینستاگرام و اخبار رعایت کنم و بجز تایم محدودی در شب، بقیه روز رو به کارهای خودم اختصاص بدم.
بازگشت به کتابخوانی و متممخوانی
تیر ماه رو بیشتر درگیر مطالعه شدم. کتابهای مخلتفی رو شروع کردم و توی متمم هم تمرکزم رو گذاشتم روی دروس تصمیمگیری.
کتابها:
خیره به خورشید نگریستن، غلبه بر وحشت از مرگ؛ اروین دیالوم (ترجمه اورانوس قطبینژاد آسمانی)
چگونه میتوان یک کشور را دزدید؟ تبارشناسی خصوصیسازی در جمهوری اسلامی؛ بهمن احمدی امویی
بوروکراسی؛ لودویگ فون میزس (ترجمه مهدی تدینی، از سری ایدئولوژیپژوهی)
The paradox of choice, why more is less?; Barry Schwartz
پادکستها
از بین پادکستهایی که گوش دادم، اگه بخوام صرفاً یکی رو معرفی کنم این رو معرفی میکنم:
How to grow from doing hard things | Michael Easter (+)
اینترنت، ابهام، جنگ و آینده
سایه جنگ همچنان بالای سر کشور هست، همزمان هم تصمیم گرفتن که اینترنت رو طبقاتی کنن، اگه دوباره جنگ بشه معلوم نیست دیگه اینترنت داشته باشیم یا نه. امروز هم که دارم این گزارش رو مینویسم تقریباً 4 ساعت برق نداشتیم و جدیداً روزی دو بار برق قطع میشه.
راستش خیلی امیدی به بهتر شدن وضعیت ندارم، تنها امیدم اینه که اینترنت متصل بمونه و شرایط از این بدتر نشه. بنابراین ممکنه شرایط طوری بشه که تا یک مدت این وبلاگ ادامه پیدا نکنه. ولی اگه زنده موندم و اینترنت وصل بود، گزارشهای ماهانه رو به منوال قبل ادامه میدم.